محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4326

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خويشاوندى اميد كرم تو مىداشته اند . آنها را زيادتى ده كه از پيشينيان تو بيشتر باشد تا بدين وسيله برترى تو از سابقان در كرم با رعيت نمايان شود . اگر نبود كه مىخواهم اين مرز را كه بر آنم بسته بدارم ، بيم آن بود كه شوق امير مؤمنان وادارم كند كه بى فرمان وى يكى را جانشين خويش كنم و براى ديدار امير مؤمنان بيايم كه به نزد من هيچ نعمتى هر چه بزرگ باشد كه با آن برابرى نمىكند . اگر رأى امير مؤمنان باشد مرا اجازه دهد كه سوى وى آيم تا چيزهايى را كه نوشتن آن را خوش نداشتم روبرو با وى بگويم . » گويد : وقتى وليد به خلافت رسيد بيماران صعب العلاج و كوران مردم شام را مقررى داد و بپوشانيد و هر كدامشان را خادمى فرمود . عيال كسان را بوى خوش و جامه داد و بر آنچه هشام مىداده بودشان بيفزود ، مقررى همگان را ده درم افزود آنگاه پس از اين ده درم ، مردم شام را بخصوص ده درم افزون داد . جايزهء هيئتهايى را كه از خاندان وى مىآمدند دو برابر كرد . چنان بود كه وقتى وليعهد بود كسانى از بازگشتگان غزاى تابستانى را كه پيش وى مىآمدند و نيز بازگشتگان حج را در منزلى به نام زبرا به مدت سه روز غذا مىداد ، اسبانشان را نيز علف مىداد . در بارهء هيچ چيزى كه از او مىخواستند نه نمىگفت . به دو گفتند : « اين سخن كه گويى « به بينم » نوعى وعده است كه خواهنده بدان دل مىبندد . » گفت : « زبانم را به چيزى كه عادت نكرده‌ام ، عادت نمىدهم . » و شعرى خواند به اين مضمون : « تعهد مىكنم كه اگر موانع « جلوگيرم نشود « آسمان حاجت از شما بگردد « و مقرريها و اضافه ها از جانب من به شما رسد . »